امروز پنج شنبه 8 مهرماه 1395 به مراسم گرامیداشت چهلمین سالگرد تاسیس گروه زبان و ادبیات پارسی دانشگاه یزد رفتم. این مراسم بهانه ای بود برای تجلیل و پاسداشت مقام دو استاد پیشکسوت ادبیات، اقایان دکتر محمد علی صادقیان و دکتر محمد غلامرضایی. راستش را بخواهید من بسیار ادبیات را دوست دارم اما مجالس پاسداشت استاد و معلم را بیشتر دوست دارم. دکتر محمد غلامرضایی آنگونه که پدر عزیزم سالها قبل به من گفته بود، زاده خور و از همکلاسیهای پدرم بوده است. البته پدر نازنینم به خاطر دلایل بسیار که شاید یکی از آنها اوضاع نه چندان خوب مالی خانواده اش بوده تا دوم دبیرستان بیشتر نمیخواند و دکتر غلامرضایی تا مرحله استادی پیش میرود. هر چند مطالعه زندگینامه استاد غلامرضایی و دیگر استادانی که متولدین 6-7-8-دهه قبل هستند، همگان شبیه هم بوده و تقریبا همه ایشان با سختی و مرارتهای بسیار تحصیل کرده اند و اینها خواندنی و پند آموز است بالاخص برای جوانان کنونی که به قول معروف اکثرا لای پنبه بزرگ شده و میشوند:-) هنگامیکه کمی با تاخیر به مراسم وارد شدم، هرچه به دنبال استاد غلامرضایی گشتم ایشان را نیافتم...اندکی بعد مجری گفت که مادر ایشان چند روز قبل در خور وفات یافته اند و ایشان به سبب شرکت در ختم نتوانستهاند به یزد تشریف بیاورند:-( خدایش بیامرزد. آری، گویا قسمت نشد دیداری با دکتر غلامرضایی داشته باشم. امیدوارم هر جا هستند سالم و سربلند باشند. فکر کنم در آن سالن بزرگ دانشگاه، تنها من بودم که ادبیات نبودم! (البته بجز مسئولینی که مجبورند در جلسات حضور یابند) اما بواقع از مراسم لذت بردم. ای کاش ریاضیات آنقدر مرا جذب خود نساخته بود و از خودش بدینگونه و همواره زیبایی بروز نمی داد که گهگاهی وقتم را برای با بودن با ادبیات می گذاشتم و لذت می بردم (البته کمی وقت میگذارم اما نه چندان زیاد!). اما چه کنم که این معشوقهی ما (یعنی ریاضی) بدجور ما را عاشق و دلباخته خود کرده است که دلمان نمیاید سراغ علم دیگری برویم. البته واضح است که ریاضیات و ادبیات در هم تاثیر دارند که فعلا حوصله بحث انرا ندارم.
امسال چهلمین سالگرد تاسیس گروه ریاضی دانشگاه یزد هم می باشد. دیشب به ذهنم رسید که مراسمی را بدین مناسبت برگزار کنیم که پیشنهادش را به دوستان و مسئولان رسانده ام. انشاا... که با یاری دوستان و همکاران مراسمی را در اینده نزدیک خواهیم داشت. برای تمامی معلمان و استادان پیشکسوت که حق بزرگی بر گردن ما دارند آرزوی سلامتی و سربلندی دارم و آرزو می کنم که
عمرش دراز بادا و تنش به ناز طبیبان نیازمند مبادا