با سلام و عرض ادب
مدتی قبل از طرف مدارس سمپاد یزد مشکلات و دغدغه هایی مطرح شد که بهتر دیدم آنرا در جلسه ای رسمی مطرح کرده و برای آن راهکارهایی بیابیم. به همین بهانه نشستی با عنوان با «یزد، المپیاد، فرصتها و چالشها» را یکشنبه 29 آبان در فضای مجازی و گوگل میت برگزار کردیم. آقایان دکتر مرتضی فتوحی (دانشیار دانشگاه صنعتی شریف)، دکتر مجتبی تفاق (استادیار دانشگاه صنعتی شریف)، دکتر امید نقشینه ارجمند (استادیار دانشگاه صنعتی امیرکبیر)، خانم عاصی حداد (مسئول المپیاد یزد)، آقای رضوی (مسئول باشگاه دانش پژوهان یزد) و بنده اعضای میزگرد بودیم که مباحث زیر مطرح شد:
ابتدا اهداف علمی المپیادها یادآوری شد:
•کشف استعدادهای برتر و نهفته دانش پژوهان در زمینه علمی، •هدایت استعدادها و رشد و شکوفایی
•ایجاد انگیزه بیشتر در مدرسان، مدیران و برنامه ریزان برای بازنگری در برنامه های آموزشی و اصلاح روش های موجود
•دستیابی به اطلاعات عینی و واقعی از سطح علمی و کیفیت آموزش در دانشگاه و تحلیل اطلاعات به منظور شناخت عوامل موثر در کیفیت آموزش
•استفاده از تجارب علمی کشورهای پیشرفته، •ایجاد جو دانش پژوهی در بین دانش آموزان و دانشجویان
•تشویق دانش پژوهان به بهره وری بیشتر از روش های علمی در کسب دانش،
•تولید و برانگیختن عشق به علوم و بویژه ریاضیات
•آموزش عمیق فکر کردن
•آموزش مهارتهای حل مساله،بالا بردن قوه تخیل و نوآوری
•گسترش انعطاف پذیری فکر و اندیشه
•تقویت اساس و پایه برای مطالعات بعدی و عالیتر
•آماده سازی و پرورش مغزهای برتر جهت تولید علم
از معایب آزمونها و المپیادها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
•سو استفاده موسسات آموزشی برای درآمد زایی از طریق برگزاری کلاسها، آزمونها و چاپ کتب مختلف که بعضا مطالب نوشته شده در آنها با مهمترین اهداف علم آموزی که همان آموختن اندیشه است، تضاد کامل دارند و بسیار جالب است که نویسندگان اینگونه کتب در دوران دانش آموزی و دانشجویی خود آزمون، مسابقه و المپیادی را تجربه نکرده اند!
•وجود آزمونهای متعدد معایبی چون علم زدگی، خستگی مغزی و روحی زودرس دانش پژوهان دارد که بزرگترین ضربه را به این قشر فرهیخته وارد می کند.
•گرفتار شدن بعضی از مدال آوران به صفت بد غرور
•افزوده شدن تعداد افراد خود نخبه پندار (که فقط حس می کنند نخبه هستند! و در واقع تخمه هستند!)که در جامعه ما کم نیستند J
•عدم توجه کافی به قدر و منزلت نخبگان (به معنای واقعی) و نبود تسهیلات کافی برای این قشر فرهیخته و بالاخره از دست دادن اینگونه سرمایه ها
• عدم تولید علم کافی توسط طلایه داران این المپیادها
•کمبود وجود مدرسان عاشق و پژوهش محور
برخی راهکارهای ارائه شده:
دسته بندی المپیادها به دو دسته المپیاد متعادل و المپیاد حرفه ای
ایجاد کارنامه مستمر جامع برای دانش آموزان (علاقمند به المپیاد) و جلوگیری از سرخوردگی دانش آموزانی که به مدال دست پیدا نمی کنند
حذف برخی انگیزه ها و محرکهای بیرونی و تاکید به انگیزه های درونی و لذت بخش بودن یادگیری و آزمون
محدود نبودن المپیاد به مدارس سمپاد و کشف استعدادها در مدارس عادی
برگزاری کلاسهای خلاقانه حل مساله در مدارس حداقل هفته ای یکبار
تبلیغ بیشتر منابع معتبر مربوط به المپیادها برای مناطق کمتر توسعه یافته
برگزاری مسابقات علوم شناختی (که جایزه آن چنانی نداشته، بین رشته ای بوده و کار تیمی را ترویج می دهد) در مدارس هرچند ماه یکبار
ارتباط دانشکده های علوم ریاضی دانشگاه های مادر استان با سمپاد استان و خانه ریاضیات جهت تربیت مدرس المپیاد و سمینارهای انگیزشی برای علاقمندی بیشتر به ریاضیات
ایجاد شبکه بین علاقمندان به المپیاد در استانها و تامین مدرس از بین اعضای شبکه و استفاده از فضای مجازی و معلم یار برای تدریس کلاسهای المپیاد (دانش آموزان و معلم یار به طور فیزیکی حضور داشته باشند و مدرس درس از مرکز و توسط فضای مجازی به تدریس می پردازد)