مقالات و زیبایی های ریاضی   
سلام

من دوشنبه سخنرانی خودم را در مکزیک انجام دادم و اگر مایل هستید آنرا آنلاین مشاهده کنید کافی است به لینک زیر بروید: 

https://www.birs.ca/events/2018/5-day-workshops/18w5050/videos/watch/201809171706-Alikhani.html 

بعدا در مورد سفرم در مکزیک بیشتر می نویسم. شاید در ادامه همین پست....

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۷ساعت 1:18  توسط سعید علیخانی  | 

با سلام و عرض ادب

 

جمعه صبح حدود ساعت 9 صبح بود که پیتر تیتمن با ماشینش اومد دنبالم که برسونه من رو فرانکفورت!! یعنی حدود 430 کیلومتر تا هتلم!...دوستانی که اروپا بودند میدونند که هر کیلومتری حدود 3 یورو کرایه اش میشه...بهرحال خیلی دمش گرم:-) واقعا مرا خجالت داد. واقعا از جاده های بزرگراه که سرعت تا 200 و بالاتر مجاز بود، طبیعت بین راه و فرهنگ رانندگیشون لذت بردم. بزارید یک نکته ای را در پرانتز بگم. اکثر ماشینهای تو جاده بنز . بی ام دبلیو و آ او دی بود که متوسط قیمتشون در آلمان حدود 35000 یور است که اونطوری که پیتر گفت یک پروفسور در آلمان میتونه با حقوق 5-6 ماهه از این ماشینا بخره.....یاد خودمون افتادم  که یک پروفسور اگر ماهی 8 تومن پس انداز کنه و چیزی نخوره بعد از 15-16 سال به اون ماشین در ایران خواهد رسید (البته با فرض عدم افزایش قیمت) ...بگذریم جز اینکه به حال خودمون و کشور عزیزمون غصه بخوریم چیزی عایدمون نمیشه:-( شب را هتلی در فرانکفورت بودم و ساعت 4 صبح شنبه با تاکسی رفتم فرودگاه فرانکفورت. پروازم به پاریس بود که 1:20 دقیقه حدودا طول کشید (با ایرفرانس) و از پاریس پرواز داشتم به مکزیکوسیتی (12 ساعت در هوا!) و ساعت 4:30 عصر به وقت مکزیک رسیدم مکزیکو سیتی. فرودگاه مکزیک بسیار بزرگ و حسابی شلوغ بود.  پروازم به واهاکا با ایرومکزیکو ساعت 09:40 شب بود! به هرحال ساعت 11:30 شب بودم رسیدم هتل واهاکا. برای شب اولم هتلی در مرکز شهر گرفتم که دقیقا در مرکز شهر بود. نگو که فردایش روز ملی استقلال مکزیک بود....شاید بدونید که پس از سه قرن استیلای امپراتوری اسپانیا برمکزیک، سرانجام در سال 1810 استقلال مکزیک از اسپانیا اعلام شد که صدور اعلامیه استقلال منجر به یک دوره جنگ طولانی مدا میان نیروهای اسپانیا و مکزیکی ها شد. در نهایت سال 1821 مکزیک مستقلا به استقلال رسید و ایتوربیده به عنوان امپراطور این کشور بر تخت نشست. البته سال 1910 هم انقلاب مکزیک رخ داده است که بدنبال عدم رضایت مردم از رییس جمهور وقت پورفیرو دیاس رخ داده و در سال 1917 قانون اساسی جدیدی به تصویب رسیده و حزب ناسیونالیست انقلابی قدرت را در دست می گیرد. 

بهرحال از بس سرو صدا بود من یکم رفتم بیرون جشن را دیدم و از بس خسته بودم باز برگشتم هتل و پنبه گذاشتم تو گوشم و خوابیدم:-) الان هم به هتلی که برام رزرو کرده بودند به نام زیر

Hotel Hacienda los Laureles 

آمده ام که هتل با کلاسی است که کارگاه و کنفرانس با عنوان 

Symmetry Breaking in Discrete Structures-18w5050 

در آن برگزار میشود. 

دوباره خواهم نوشت:-) ....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۷ساعت 1:14  توسط سعید علیخانی  | 

سلام 

 

من دوشنبه صبح ساعت 10:30 به فرودگاه فرانکفورت آلمان وارد شدم و پس از طی مراحل لازم بلیط قطار برای شهر Riesa گرفتم که حدود 4 ساعت در راه بودم. پروفسور پیتر تیتمن که استاد و رییس بخش دپارتمان ریاضی گسسته و نانو دانشگاه Mittweida Applied Sciences است اومده بود ترمینال قطار و مرا با ماشین شخصی برد تا هتلم در شهر میتوایدا. حدود یکساعت در راه بودیم. من چون فردایش ارائه داشتم در هتل ماندم و پیتر صبح 9 آمد دنبالم. واقعا طبیعت عالی دارد. کارگاهی را ایشون در مورد چندجمله ایهای گراف تشکیل داده بود که من هم دو تا سخنرانی انجام دادم با عناوین زیر

Clique cover product and Graph polynomials  

که بیشتر نتایج مشترکا با خانم دکتر جهری بدست آمده است

On the symmetry breaking of graphs

و  این هم مشترکا نتایجی بود که با خانم سلطانی دانشجوی دکترایم بدست آورده بودیم. 

جاهای دیدنی شهر را رفتیم و دیروز یعنی چهارشنبه 12  سپتامبر با پیتر ابتدا یک قلعه به نام  Kriebstein Castle رفتیم که رودخانه ای در جوارش بود و بسیار زیبا و دیدنی بود که میتونید اطلاعاتی را در موردش از لینک زیر ببینید: 

https://www.burg-kriebstein.eu/de/startseite/ 

بعد از بازدید از چند پل رفتیم یک جای بسیار زیبا و دیدنی به نام Schloss&Park Lightenwalde که به نظرم یکی از زیباترین باغهایی بوده که تا کنون دیدم. پیتر که خودش کوهنورد قهاری است مرا حدود 5-6 کیلومتر در دامنه طبیعت و رودخانه پیاده برد که من که آدم تنبلی هستم بسیار خسته شدم و دست از سرم برداشت! :-) جاتون خالی ناهار را Gasthaus & Hotel (InhThomas Lammel) خوردیم و برگشتیم دپارتمان و کمی بحثهای گرافی کردیم. قرار است من یکی دو روز دیگر برگردم فرانکفورت و از آنجا برم کشور مکزیک که بعدا در موردش خواهم نوشت.

موفق باشید 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۷ساعت 13:23  توسط سعید علیخانی  | 

سلام

 

این روزها ایران و بالاخص اقتصاد آن اصلا حال و روز خوبی ندارد. مانند خیلی‌ها دلگیرم و  غصه دار.

غصه دار به خاطر عدم  اتحاد و همدلی در مسئولین کشور، غصه دار به خاطر چوب لای چرخ گذاشتن دولت از طرف خیلی از عناصر داخلی(که دودش در چشم مردم می رود)، غصه دار از فرهنگ خودم و مردم ایران (به خاطر توجه زیاد به منافع شخصی و حمله به بازار ارز و سکه و خودرو و....) ، غصه دار به خاطر حس ناامیدی و بی انگیزگی فراوان در جامعه و بالاخص قشر جوان، غصه دار به خاطر مظلومیت، تنهایی وبی ارزشی علم در کشورم ....

راستی ما در دانشگاه هایمان چه می آموزیم؟! کاش دانشگاهها درس عشق و عاشقی می دادند. عشق به خود، عشق به خدا، عشق به وطن، عشق به هموطن. باور کنید اگر همین تعداد دانش آموخته های دانشگاهها در این دروس نمره خوب می گرفتند، آنگاه وجدان کاری بیشتری داشتیم، آنگاه برای اعتلای کشورمان بیشتر تلاش می کردیم، آنگاه همدل بودیم و در مقابل چندگانگی موجود در جامعه ایستادگی میکردیم، آنگاه دانشمندان و متخصصانمان تلاش خود را مضاعف می کردند و هریک مشکل اساسی از جامعه را حل می کردند. ای کاش ما ایرانیان آنقدر پول پرست و تجملاتی نبودیم، ای کاش ساده زیستی الگویمان بود، ای کاش قانع بودیم و به مقدار پس انداز ارزی و اندوخته طلاهایمان قانع بودیم و ای کاش آنقدر عمیق فکر میکردیم که برایمان مسجل می بود که دنیا ارزش این همه نامردی را ندارد که در حق دیگران میکنیم، ای کاش آدم بودیم، ای کاش ایران را مادر خود می‌دانستیم، ای کاش ای کاش...:-( 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۷ساعت 22:44  توسط سعید علیخانی  |