مقالات و زیبایی های ریاضی

  از آنجا که در   پست قبلی اشاره ای به  پروفسور سوکال داشتم بهتر دیدم ماجرای حقه سوکال که جالب است و ممکن است شما قبلا آن را خوانده باشید را در این پست بیاورم:   

 درست هنگامي که ويراستاران مجله "social text" مشغول آماده کردن شماره نهايي ويژه نامه  جنگ هاي علم بودند مقاله اي با عنوان « گذار از مرزها به سوي هرمنوتيک دگرسان کننده گرانش کوانتومي» به دفتر مجله رسيد. نويسنده مقاله  آلن سوکال استاد فيزيک دانشگاه نيويورک بود. اين مقاله در شماره بهار و تابستان سال 1996 مجله مزبور چاپ شد.گفتني است اين مجله در مرکز تحليل انتقادي فرهنگ معاصر، دانشگاه راتگرز، ويرايش شده و در انتشارات دانشگاه دوک منتشر مي شود.
با کمال تعجب سوکال فورا مقاله اي در مجله "lingua france" چاپ مي کند و به صراحت بيان مي کند که مقاله وي در "social text" هجو محض است.  وي عمدا مقاله اي بي معني شامل مشتي نقل قول بي ربط از دانشمندان مختلف را به هيات يک مقاله وزين علمي تهيه کرده و براي مجله "social text" مي فرستد و منتظر مي ماند ببيند آيا آنها واقعا مقاله را چاپ مي کنند؟ اين مقاله بيان مي کند که پيوند نظريه هاي ناسازگار مکانيک کوانتوم با نسبيت عام موجب توليد نوعي علم پست مدرن رهايي بخش خواهد شد. نويسنده به طرز ماهرانه اي چند قانون ابلهانه را در مقاله اثبات کرده است. مثلا اينکه عدد پي نه تنها مقدار ثابتي ندارد بلکه برحسب موقعيت ناظر تغيير مي کند و مقدار آن تابعي از تاريخ است ! فهرست ارايه شده براي منابع ارتباط چنداني با محتواي مقاله ندارد. سوکال با نقل قول هاي دهان پر کن از چند شخصيت برجسته تفکرات پست مدرن و تعاريف بيجا از ويراستاران مجله توانست در پس پرده اصطلاحات علمي از کمند بررسي انتقادي مقاله رهايي يابد و مقاله به همان صورت ارايه شده  چاپ شد. خبر اين رسوايي به سرعت در صفحه اول نيويورک تايمر، لوموند و چند روزنامه معتبر ديگر فاش شد. اين شديد ترين حمله مدافعان علم به کساني بود که در دوره روشنفکري پسامدرن علم را در قالب حرکت هاي اجتماعي ، معرفت شناسي فيمينست و جنبش هاي راديکال نقد مي کردند. آنها سعي داشتند با طرد سنت خردگراي دوران روشنگري و گفتمان هاي گسسته از آزمون هاي تجربي با رويکردي نسبيت باورانه علم را در قالب سازه هاي اجتماعي بگنجانند. سوکال در مقاله شيطنت آميز خود اين باور را که در بيرون از وجود انسان ها جهاني مستقل و واقعي وجود دارد تمسخر مي کند و بيان مي دارد که واقعيت مادي همان واقعيت اجتماعي است که بسته به زمان و مکان متفاوت بوده و در حقيقت سازه اي اجتماعي و زباني است. بقيه مقاله نيز در همين مايه هاست.
چيزي که براي ويراساران مجله دردناک تر از همه بود چاپ مقاله در ويژه نامه اي بود که به منظور پاسخ صاحبنظران پست مدرن به منتقدان نسبيت گرايي و سازه گرايي در علم تهيه مي شد.
سوکال نه تنها معيارهاي روشنفکري يک مجله علمي تابع مد روز را به باد انتقاد گرفته بود با نقل قولهاي واقعي ارائه شده در مقاله که همگي از صاحبنظران رويکرد پسا مدرن بودند پوچي ادعاي آنها در برداشت هاي فلسفي و اجتماعي از رياضي و علوم طبيعي را بر ملا ساخته بود. در ميان اين صاحبنظران اسامي کساني چون دلوز، دريدا و لکان به چشم مي خورد. بعدها سوکال در کتاب خود به نام «ياوه هاي مد روز» نشان داد که صاحبنظران برجسته پسامدرن چگونه با کاربرد نادرست مفاهيم و اصطلاحاتي که از فيزيک و رياضي آمده است به ارايه تئوري هاي پوچ و بي اساس در زمينه فلسفه، روانشناسي ، ادبيات و جامعه شناسي پرداخته اند. سوکال در مقدمه کتاب مي گويد « هدف ما درست همين است که بگوييم پادشاه برهنه است». او نشان مي دهد که در بسياري موارد نويسندگان با ساختارشکني در نحوه نگارش سعي دارند دشواري ظاهر را گواه دشواري معنا نشان دهند حال آنکه اگر متنهاي علمي مورد اشاره نا مفهوم جلوه مي کنند به اين دليل است که هيچ معنايي ندارند.
سوکال نشان داد که چگونه کاربرد نادرست مفاهيم علمي ميتواند چيزي به صورت و ظاهر بسيار شبيه علم خلق کند حال آنکه فاقد هرگونه محتواي درست است. استفاده از نظريه مجموعه هاي کوهن در رياضي بعنوان پيش فرض تئوري هاي سياسي و عجيب تر از همه معرفي کتاب « اندازه هاي رادون» بعنوان منبعي در زمينه انرژي هسته اي ( رادون نام يک رياضيدان است و کتاب در زمينه رياضي محض است و هيچ ربطي به انرژي هسته اي ندارد) در مقاله سوکال مثالهاي ساده اين کاربرد نادرست هستند. اين پديده چند ويژگي عمده دارد:
- به تفصيل سخن گفتن از نظريه هاي علمي که در بهترين شکل تصور بسيار مبهمي از آن داريم . رايج ترين ترفند، کاربرد اصطلاحات علمي است بي آنکه بدانيم اين اصطلاحات براستي به چه معناست.
- آوردن مفاهيم علمي از يک حوزه به حوزه ديگر (مثلا از فيزيک به علوم اجتماعي) بدون توجيه منطقي و مفهومي. بعنوان مثال لکان مي نويسد که ساختار بيمار روان رنجور يک چنبرک هندسي است و سعي مي کند با استفاده از مفاهيم هندسي به ارايه تئوري هاي روانکاوي بپردازد. يا اينکه بودريار براحتي فرض مي کند که جنگ هاي نوين در فضاي نا اقليدسي روي مي دهد. در هيچکدام از اين موارد دليلي براي اين شبيه سازي ارائه نمي شود.
- استفاده از واژه هاي تخصصي به منظور به نمايش گذاشتن فضل و دانش سطحي بگونه اي که خوانندگان غير دانشمند را تحت تاثير قرار داده و حتي گاهي مانند حيله سوکال دانشمندان را نيز فريب مي دهد.
- بازي با عبارات و جملات بصورتي بي معنا که بدون اعتنا به معناي آنها متوني پيچيده و به ظاهر زيبا خلق مي کنند.

اگرچه هدف نهايي سوکال رد نسبيت گرايي پسا مدرن، که ادعا مي کرد حقيقت يک قرارداد محض اجتماعي است بود اما نشان داد که پادشاه علم ممکن است در پس ظاهر اصطلاحات خيره کننده و عالمانه برهنه باشد.

-براي مطالعه بيشتر مراجعه کنيد به کتاب « ياوه هاي مد روز – آلن سوکال- ژان برک مونت».

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 13:2  توسط سعید علیخانی  |